überdrehen
بیش از حد چرخاندن، از کوره در رفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ
بیش از حد چرخاندن یا گاز دادن به یک موتور یا دستگاه.
- Man sollte den Motor nicht überdrehen, sonst nimmt er Schaden.نباید به موتور بیش از حد گاز داد، وگرنه آسیب میبیند.
- Der Mechaniker warnte davor, die Schraube zu überdrehen.مکانیک هشدار داد که پیچ را بیش از حد نچرخانید.
2
sich + Akkusativ
از کوره در رفتن، بیش از حد هیجانزده یا عصبی شدن.
- Er überdrehte sich bei der Diskussion und wurde laut.او در بحث از کوره در رفت و صدایش بلند شد.
- Die Kinder überdrehten sich vor Aufregung über das Geschenk.بچهها از هیجان هدیه بیش از حد هیجانزده شدند.