überdrehen

Aussprache: /ˈyːbɐˌdʁeːən/
Worttrennung: über·dre·hen
فعل

بیش از حد چرخاندن، از کوره در رفتن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas überdrehen)

بیش از حد چرخاندن یا گاز دادن به یک موتور، دستگاه یا وسیله مکانیکی، به طوری که آسیب ببیند یا از کار بیفتد.

  • Wenn du den Motor zu hoch drehst, kannst du ihn überdrehen.اگر موتور را بیش از حد بالا بچرانی، ممکن است آن را خراب کنی.
  • Er hat die Schraube überdreht und sie ist abgebrochen.او پیچ را بیش از حد سفت کرد و شکست.
2 sich (Akkusativ) (sich überdrehen)

از کوره در رفتن، بیش از حد هیجان‌زده، عصبی یا بی‌قرار شدن.

  • Nach dem langen Streit hat er sich völlig überdreht.پس از مشاجره طولانی، او کاملاً از کوره در رفت.
  • Sie überdrehte sich vor Aufregung, als sie die Nachricht hörte.وقتی خبر را شنید، از هیجان بی‌قرار شد.