überführen

Aussprache: /yːbɐˈfyːʁən/
Worttrennung: über·füh·ren
فعل

(کسی را) محکوم کردن/جرم کسی را ثابت کردن؛ (چیزی را) منتقل کردن/حمل کردن؛ (چیزی را) تبدیل کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ + Genitiv (einer Straftat)

کسی را به جرمی محکوم کردن، گناهکار بودن کسی را اثبات کردن.

  • Die Polizei konnte den Verdächtigen des Diebstahls überführen.پلیس توانست سرقت را به مظنون نسبت دهد.
  • Er wurde der Korruption überführt.او به فساد محکوم شد.
2 Akkusativ + an/in/nach + Akkusativ

چیزی را از یک مکان به مکان دیگر بردن، حمل کردن.

  • Die Möbel wurden in die neue Wohnung überführt.اثاثیه به آپارتمان جدید منتقل شد.
  • Der Angeklagte wurde in Handschellen überführt.متهم با دستبند منتقل شد.
3 Akkusativ + in + Akkusativ

چیزی را به حالت یا شکل دیگری درآوردن، تبدیل کردن.

  • Das Wasser wurde in Dampf überführt.آب به بخار تبدیل شد.
  • Die Daten wurden in ein neues Format überführt.داده‌ها به یک فرمت جدید منتقل شدند.