überführen
(کسی را) محکوم کردن/جرم کسی را ثابت کردن؛ (چیزی را) منتقل کردن/حمل کردن؛ (چیزی را) تبدیل کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ + Genitiv (einer Straftat)
کسی را به جرمی محکوم کردن، گناهکار بودن کسی را اثبات کردن.
- Die Polizei konnte den Verdächtigen des Diebstahls überführen.پلیس توانست سرقت را به مظنون نسبت دهد.
- Er wurde der Korruption überführt.او به فساد محکوم شد.
2
Akkusativ + an/in/nach + Akkusativ
چیزی را از یک مکان به مکان دیگر بردن، حمل کردن.
- Die Möbel wurden in die neue Wohnung überführt.اثاثیه به آپارتمان جدید منتقل شد.
- Der Angeklagte wurde in Handschellen überführt.متهم با دستبند منتقل شد.
3
Akkusativ + in + Akkusativ
چیزی را به حالت یا شکل دیگری درآوردن، تبدیل کردن.
- Das Wasser wurde in Dampf überführt.آب به بخار تبدیل شد.
- Die Daten wurden in ein neues Format überführt.دادهها به یک فرمت جدید منتقل شدند.