überfüllen
لبریز کردن، بیش از حد پر کردن، شلوغ کردن
Beispiele
- Ausnahmezustand im Norden – Touristen ''überfüllen'' die Strände an den deutschen Küsten.وضعیت اضطراری در شمال - گردشگران سواحل آلمان را 'لبریز' میکنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی یا مکانی را بیش از ظرفیت آن پر کردن، مملو کردن.
- Der Bus war mit Passagieren überfüllt.اتوبوس از مسافران لبریز بود.
- Sie hat den Koffer mit Kleidung überfüllt.او چمدان را با لباس بیش از حد پر کرد.