überfürsorglich
بیش از حد مراقب، دلسوز افراطی
Bedeutungen
1
بیش از حد مراقبت کردن از کسی، به خصوص کودکان؛ دلسوزی و محافظت افراطی که ممکن است مانع رشد و استقلال شود.
- Die Mutter war überfürsorglich und erlaubte ihrem Sohn kaum, allein nach draußen zu gehen.مادر بیش از حد مراقب بود و به پسرش به ندرت اجازه میداد به تنهایی بیرون برود.
- Manche Eltern sind überfürsorglich und nehmen ihren Kindern alle Schwierigkeiten ab.برخی والدین بیش از حد دلسوز هستند و تمام مشکلات را از دوش فرزندانشان برمیدارند.
- Sein überfürsorgliches Verhalten machte ihn für seine Freunde manchmal anstrengend.رفتار بیش از حد مراقبانه او گاهی اوقات باعث میشد برای دوستانش خستهکننده باشد.