überfahren
زیر گرفتن (با ماشین)، رد شدن از چراغ قرمز
Beispiele
- Ich habe heute aus Versehen eine Katze ''überfahren.امروز تصادفی یک گربه را زیر گرفتم.
- Er hat drei rote Ampeln ''überfahren.او از سه چراغ قرمز رد شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با وسیله نقلیه از روی کسی یا چیزی رد شدن، زیر گرفتن.
- Ein Auto hat leider einen Hund überfahren.متاسفانه یک ماشین از روی یک سگ رد شد (سگی را زیر گرفت).
- Der Fahrer bemerkte das Hindernis zu spät und überfuhr es.راننده مانع را خیلی دیر متوجه شد و از روی آن رد شد.
2
Akkusativ
از چیزی چشمپوشی کردن، نادیده گرفتن، رعایت نکردن (مثلاً قوانین، چراغ قرمز).
- Er hat eine rote Ampel überfahren und wurde bestraft.او از چراغ قرمز رد شد و جریمه شد.
- Man sollte die Gefühle anderer nicht einfach überfahren.نباید به سادگی احساسات دیگران را نادیده گرفت.