überfliegen
مرور کردن، نگاه اجمالی انداختن، پرواز کردن بر فراز
Bedeutungen
1
Akkusativ
متنی را سریع خواندن، روزنامهوار نگاه کردن
- Ich habe den Artikel vor dem Meeting nur kurz überflogen.من قبل از جلسه مقاله را فقط سریع مرور کردم.
- Sie überflog die E-Mails, um das Wichtigste herauszufiltern.او ایمیلها را سریع نگاه کرد تا مهمترین مطالب را پیدا کند.
2
Akkusativ
از بالای چیزی یا منطقهای پرواز کردن و عبور نمودن
- Das Flugzeug überflog die Alpen auf dem Weg nach Rom.هواپیما در مسیر رم از فراز جبال آلپ پرواز کرد.
- Ein Schwarm Vögel überflog unseren Garten.دستهای از پرندگان از بالای باغ ما عبور کردند.