überfrachten

Aussprache: /ˈyːbɐˌfraxtn̩/
Worttrennung: über·frach·ten
فعل

بیش از حد بار زدن، بارگیری بیش از ظرفیت

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas überfrachten)

بیش از حد بار زدن (مثلاً یک وسیله نقلیه یا ظرف).

  • Der LKW war mit Möbeln überfrachtet.کامیون بیش از حد با مبلمان بارگیری شده بود.
  • Wir dürfen den Kofferraum nicht überfrachten.نباید صندوق عقب را بیش از حد پر کنیم.
2 Akkusativ (mit + Dativ)

بیش از حد پر کردن یا سنگین کردن (مثلاً با اطلاعات، انتظارات، احساسات).

  • Der Vortrag war mit zu vielen Details überfrachtet.سخنرانی با جزئیات بیش از حد سنگین شده بود.
  • Sie überfrachtete ihre Kinder mit ihren eigenen Erwartungen.او فرزندانش را با انتظارات خودش بیش از حد تحت فشار قرار داد.