überfrachten
بیش از حد بار زدن، بارگیری بیش از ظرفیت
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas überfrachten)
بیش از حد بار زدن (مثلاً یک وسیله نقلیه یا ظرف).
- Der LKW war mit Möbeln überfrachtet.کامیون بیش از حد با مبلمان بارگیری شده بود.
- Wir dürfen den Kofferraum nicht überfrachten.نباید صندوق عقب را بیش از حد پر کنیم.
2
Akkusativ (mit + Dativ)
بیش از حد پر کردن یا سنگین کردن (مثلاً با اطلاعات، انتظارات، احساسات).
- Der Vortrag war mit zu vielen Details überfrachtet.سخنرانی با جزئیات بیش از حد سنگین شده بود.
- Sie überfrachtete ihre Kinder mit ihren eigenen Erwartungen.او فرزندانش را با انتظارات خودش بیش از حد تحت فشار قرار داد.