überfrankieren

Aussprache: /ˌyːbɐfraŋˈkiːrən/
Worttrennung: über·fran·kie·ren
فعل

بیش از حد تمبر زدن، تمبر بیشتر زدن

Beispiele

  • Weil es nun aber seit 1918 keine 2-Pf-Marken mehr gab […], musste man zwangsläufig ''überfrankieren.از آنجایی که از سال ۱۹۱۸ دیگر تمبرهای ۲ پفنی وجود نداشت، ناگزیر بودیم بیش از حد تمبر بزنیم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

بیش از حد لازم تمبر بر روی نامه یا بسته چسباندن، بیش از حد هزینه پستی پرداخت کردن

  • Ich habe den Brief versehentlich überfrankiert.من نامه را سهواً بیش از حد تمبر زدم.
  • Man sollte darauf achten, Sendungen nicht zu überfrankieren.باید دقت کرد که مرسولات را بیش از حد تمبر نزد.