überfrankieren
بیش از حد تمبر زدن، تمبر بیشتر زدن
Beispiele
- Weil es nun aber seit 1918 keine 2-Pf-Marken mehr gab […], musste man zwangsläufig ''überfrankieren.از آنجایی که از سال ۱۹۱۸ دیگر تمبرهای ۲ پفنی وجود نداشت، ناگزیر بودیم بیش از حد تمبر بزنیم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
بیش از حد لازم تمبر بر روی نامه یا بسته چسباندن، بیش از حد هزینه پستی پرداخت کردن
- Ich habe den Brief versehentlich überfrankiert.من نامه را سهواً بیش از حد تمبر زدم.
- Man sollte darauf achten, Sendungen nicht zu überfrankieren.باید دقت کرد که مرسولات را بیش از حد تمبر نزد.