übergehen
تغییر حالت دادن، منتقل شدن، پرداخته شدن به، نادیده گرفتن
Bedeutungen
1
in + Akkusativ
تغییر حالت دادن تدریجی و تبدیل شدن به چیزی دیگر (جداییپذیر با sein)
- Der leichte Regen ging langsam in Schnee über.باران ملایم کمکم به برف تبدیل شد.
- Die Farben gehen fließend ineinander über.رنگها به نرمی در هم ادغام میشوند.
2
auf + Akkusativ
منتقل شدن مالکیت، حق یا مسئولیت به شخص دیگر (جداییپذیر با sein)
- Das Haus geht nach seinem Tod auf den ältesten Sohn über.خانه پس از مرگ او به پسر بزرگتر منتقل میشود.
- Die Rechte sind auf den Verlag übergegangen.حقوق به انتشارات منتقل شد.
3
zu + Dativ
پرداختن به موضوع بعدی در یک بحث یا دستور جلسه (جداییپذیر با sein)
- Wir gehen nun zum nächsten Tagesordnungspunkt über.ما اکنون به دستور کار بعدی میپردازیم.
- Lassen Sie uns zum praktischen Teil übergehen.اجازه دهید به بخش عملی بپردازیم.
4
Akkusativ
نادیده گرفتن، رد شدن و توجه نکردن به یک شخص یا نکته (جدانشدنی با haben)
- Der Chef hat ihn bei der Beförderung übergangen.رئیس او را در ترفیع شغلی نادیده گرفت.
- Wir können dieses wichtige Detail nicht einfach übergehen.ما نمیتوانیم این جزئیات مهم را به سادگی نادیده بگیریم.