übergehen

Aussprache: /ˈyːbɐˌɡeːən/
Worttrennung: über·ge·hen
فعل

تغییر حالت دادن، منتقل شدن، پرداخته شدن به، نادیده گرفتن

Bedeutungen

1 in + Akkusativ

تغییر حالت دادن تدریجی و تبدیل شدن به چیزی دیگر (جدایی‌پذیر با sein)

  • Der leichte Regen ging langsam in Schnee über.باران ملایم کم‌کم به برف تبدیل شد.
  • Die Farben gehen fließend ineinander über.رنگ‌ها به نرمی در هم ادغام می‌شوند.
2 auf + Akkusativ

منتقل شدن مالکیت، حق یا مسئولیت به شخص دیگر (جدایی‌پذیر با sein)

  • Das Haus geht nach seinem Tod auf den ältesten Sohn über.خانه پس از مرگ او به پسر بزرگتر منتقل می‌شود.
  • Die Rechte sind auf den Verlag übergegangen.حقوق به انتشارات منتقل شد.
3 zu + Dativ

پرداختن به موضوع بعدی در یک بحث یا دستور جلسه (جدایی‌پذیر با sein)

  • Wir gehen nun zum nächsten Tagesordnungspunkt über.ما اکنون به دستور کار بعدی می‌پردازیم.
  • Lassen Sie uns zum praktischen Teil übergehen.اجازه دهید به بخش عملی بپردازیم.
4 Akkusativ

نادیده گرفتن، رد شدن و توجه نکردن به یک شخص یا نکته (جدانشدنی با haben)

  • Der Chef hat ihn bei der Beförderung übergangen.رئیس او را در ترفیع شغلی نادیده گرفت.
  • Wir können dieses wichtige Detail nicht einfach übergehen.ما نمی‌توانیم این جزئیات مهم را به سادگی نادیده بگیریم.