übergenau

Aussprache: /ˌyːbɐɡəˈnaʊ̯/
Worttrennung: über·ge·nau
صفت

بیش از حد دقیق، وسواسی در دقت، موشکافانه

Bedeutungen

1

بسیار دقیق، گاهی اوقات به حدی که غیرضروری یا آزاردهنده باشد؛ موشکافانه.

  • Sein übergenaues Arbeiten verlangsamt den gesamten Prozess.کار بیش از حد دقیق او کل فرآیند را کند می‌کند.
  • Sie ist bekannt für ihre übergenaue Art, jeden Fehler zu finden.او به خاطر روش موشکافانه‌اش در یافتن هر اشتباهی شناخته شده است.
  • Der Lehrer gab uns die Aufgabe, nicht übergenau zu sein, sondern das Wesentliche zu erfassen.معلم به ما وظیفه داد که بیش از حد دقیق نباشیم، بلکه اصل مطلب را درک کنیم.