übergriffig

Aussprache: /ˈyːbɐˌɡrɪfɪç/
Worttrennung: über·grif·fig
صفت

متجاوزانه، تعرض‌آمیز، دخالت‌گرانه

Bedeutungen

1

با رفتاری که مرزهای شخصی دیگران را نادیده می‌گیرد و به حریم خصوصی یا استقلال آن‌ها تجاوز می‌کند؛ دخالت‌گرانه یا تعرض‌آمیز.

  • Sein übergriffiges Verhalten gegenüber den Kolleginnen war inakzeptabel.رفتار تعرض‌آمیز او نسبت به همکاران زن غیرقابل قبول بود.
  • Sie mag keine übergriffigen Fragen zu ihrem Privatleben.او سوالات دخالت‌گرانه درباره زندگی خصوصی‌اش را دوست ندارد.
  • Der Chef war bekannt für seine übergriffige Art, sich in alles einzumischen.رئیس به خاطر روش متجاوزانه‌اش در دخالت کردن در همه چیز شناخته شده بود.