überhängen
آویزان شدن از، پوشاندن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
چیزی که از بالا به سمت پایین یا جلو آویزان است و از لبه یا مرزی فراتر میرود.
- Der Ast des Baumes überhängt den Zaun.شاخه درخت از روی حصار آویزان شده است.
- Das Dach des Hauses überhängt die Terrasse.سقف خانه از تراس جلوتر آمده است.
2
Akkusativ (jemanden / etwas überhängen)
چیزی را با پارچه یا پوشش دیگری پوشاندن یا تزئین کردن.
- Sie überhängte die Wände mit bunten Stoffen.او دیوارها را با پارچههای رنگارنگ پوشاند.
- Der Künstler überhängte die Statue mit einer Decke.هنرمند مجسمه را با پتویی پوشاند.