überhandnehmen
از کنترل خارج شدن، به شدت زیاد شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به میزان بیش از حد یا غیرقابل کنترل افزایش یافتن؛ از کنترل خارج شدن.
- Die Kriminalität in der Stadt nimmt überhand.جرم و جنایت در شهر از کنترل خارج شده است.
- Die Sorgen nahmen ihm völlig überhand.نگرانیها کاملاً او را فرا گرفت.