überhandnehmen
از کنترل خارج شدن، به شدت زیاد شدن
Bedeutungen
1
intransitiv
به میزان بیش از حد یا غیرقابل کنترل افزایش یافتن؛ از کنترل خارج شدن.
- Die Unordnung im Büro hat überhandgenommen.بینظمی در دفتر از کنترل خارج شده است.
- Die Probleme mit den Nachbarn nehmen langsam überhand.مشکلات با همسایهها کمکم دارد زیاد میشود.