überhaupt
اصلاً، به طور کلی، اصلا و ابدا
Bedeutungen
1
برای تاکید در جملات منفی یا سوالی، به معنای 'اصلاً' یا 'به هیچ وجه'.
- Ich verstehe überhaupt nicht, was du meinst.من اصلاً نمیفهمم منظورت چیست.
- Hast du überhaupt schon einmal davon gehört?آیا تو اصلاً تا به حال درباره آن شنیدهای؟
- Er war überhaupt nicht beeindruckt von der Vorstellung.او اصلاً از اجرا تحت تأثیر قرار نگرفت.
2
به معنای 'به طور کلی' یا 'در کل'، برای بیان یک نظر کلی یا عمومی.
- Wie findest du das Buch überhaupt?به طور کلی نظرت درباره کتاب چیست؟
- Überhaupt ist die Situation sehr kompliziert.در کل، وضعیت بسیار پیچیده است.
- Das ist überhaupt kein einfaches Problem.این به طور کلی مشکل سادهای نیست.