überheblich
متکبر، مغرور، از خود راضی، خودبین، از بالا به پایین نگاه کننده.
Bedeutungen
1
داشتن احساس برتری نسبت به دیگران و رفتار کردن به گونهای که این برتری را نشان دهد؛ مغرور و متکبر.
- Sein überhebliches Lächeln verriet seine Arroganz.لبخند متکبرانه او غرورش را آشکار میکرد.
- Sie wurde von ihren Kollegen wegen ihres überheblichen Verhaltens gemieden.همکارانش به دلیل رفتار متکبرانهاش از او دوری میکردند.
- Es ist nicht gut, überheblich zu sein, wenn man Erfolg hat.خوب نیست که هنگام موفقیت متکبر باشی.