überhelfen

Aussprache: /ˈyːbɐˌhɛlfn̩/
Worttrennung: über·hel·fen
فعل

کمک کردن برای عبور کردن، قالب کردن/به گردن کسی انداختن (عامیانه)

Bedeutungen

1 Dativ + über + Akkusativ

به کسی کمک کردن تا از خیابان، مانع یا گذرگاهی عبور کند

  • Er half der älteren Dame über die Straße.او به خانم مسن کمک کرد تا از خیابان عبور کند.
2 jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) überhelfen

کار، مسئولیت یا شیء ناخواسته‌ای را به زور یا با حقه به گردن کسی انداختن (عامیانه)

  • Mein Kollege hat mir seine Spätschicht übergeholfen.همکارم شیفت شبش را به گردن من انداخت (قالب کرد).