überhelfen
کمک کردن برای عبور کردن، قالب کردن/به گردن کسی انداختن (عامیانه)
Bedeutungen
1
Dativ + über + Akkusativ
به کسی کمک کردن تا از خیابان، مانع یا گذرگاهی عبور کند
- Er half der älteren Dame über die Straße.او به خانم مسن کمک کرد تا از خیابان عبور کند.
2
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) überhelfen
کار، مسئولیت یا شیء ناخواستهای را به زور یا با حقه به گردن کسی انداختن (عامیانه)
- Mein Kollege hat mir seine Spätschicht übergeholfen.همکارم شیفت شبش را به گردن من انداخت (قالب کرد).