überholt

Aussprache: /ˌyːbɐˈhoːlt/
Worttrennung: über·holt
صفت

منسوخ، کهنه، تعمیر و آماده به کار شده

Bedeutungen

1

که دیگر مورد استفاده قرار نمی‌گیرد یا منسوخ شده است؛ قدیمی و از رده خارج.

  • Diese Technologie ist längst überholt.این فناوری مدت‌هاست که منسوخ شده است.
  • Seine Ansichten über Frauen waren hoffnungslos überholt.دیدگاه‌های او درباره زنان به طرز ناامیدکننده‌ای قدیمی بود.
  • Das alte Modell des Autos wurde durch ein neueres ersetzt und gilt als überholt.مدل قدیمی خودرو با مدلی جدیدتر جایگزین شد و منسوخ تلقی می‌شود.
2

که تعمیر و بازسازی شده و دوباره قابل استفاده است.

  • Die überholte Maschine läuft wieder einwandfrei.ماشین تعمیر شده دوباره بی‌نقص کار می‌کند.
  • Das Schiff wurde komplett überholt und ist nun seetüchtig.کشتی به طور کامل تعمیر و بازسازی شد و اکنون قابل دریانوردی است.
  • Die überholte Brücke wurde für den Verkehr wieder freigegeben.پل تعمیر شده دوباره برای تردد بازگشایی شد.