überkandidelt
عجیبوغریب، اغراقآمیز، مضحک و افراطی
Bedeutungen
1
بیش از حد، اغراقآمیز، غیرطبیعی یا مضحک؛ اغلب برای توصیف رفتار، سبک یا ظاهر که بیش از حد نمایشی یا افراطی است، به کار میرود.
- Seine überkandidelte Art, sich zu kleiden, zog alle Blicke auf sich.روش اغراقآمیز او در لباس پوشیدن، همه نگاهها را به خود جلب کرد.
- Die Dekoration war etwas überkandidelt für meinen Geschmack.دکوراسیون به سلیقه من کمی افراطی بود.
- Er machte eine überkandidelte Entschuldigung, die niemand glaubte.او عذرخواهی مضحکی کرد که هیچکس آن را باور نکرد.