überknöcheln
پیچ خوردن مچ پا، ضرب دیدگی مچ پا
Bedeutungen
1
sich + Akkusativ (den Knöchel)
پیچاندن یا رگ به رگ کردن مچ پا، معمولاً به دلیل افتادن یا حرکت ناگهانی و نادرست. اغلب به صورت انعکاسی (sich überknöcheln) به کار میرود.
- Beim Sport hat sie sich den Knöchel überknöchelt.او هنگام ورزش مچ پایش را پیچاند.
- Vorsicht, du könntest dich beim Abstieg überknöcheln!مراقب باش، ممکن است هنگام پایین آمدن مچ پایت را پیچ بدهی!