überladen

Aussprache: /ˌyːbɐˈlaːdn̩/
Wortzerlegung: über·la·den
فعل

بیش از حد بار زدن، پر کردن بیش از حد؛ (باتری) شارژ بیش از حد کردن

Beispiele

  • Flugkoffer sollten nicht ''überladen'' werden, um Schlösser und Handgriffe nicht über die Maßen zu strapazieren.چمدان‌های پرواز نباید بیش از حد بار شوند تا به قفل‌ها و دسته‌ها فشار زیادی وارد نشود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

بیش از حد مجاز یا ظرفیت چیزی را بار زدن یا پر کردن.

  • Der LKW war völlig überladen und konnte kaum fahren.کامیون کاملاً بیش از حد بار داشت و به سختی می‌توانست حرکت کند.
  • Man sollte die Steckdosen nicht überladen, um Kurzschlüsse zu vermeiden.نباید پریزها را بیش از حد بارگذاری کرد تا از اتصال کوتاه جلوگیری شود.
2 Akkusativ

چیزی را با جزئیات، اطلاعات یا تزئینات بیش از حد سنگین یا پیچیده کردن.

  • Der Text ist mit Fachbegriffen überladen und schwer verständlich.متن با اصطلاحات تخصصی بیش از حد پر شده و درک آن دشوار است.
  • Das Design des Zimmers war mit zu vielen Ornamenten überladen.طراحی اتاق با تزئینات بیش از حد سنگین شده بود.