überlagern
همپوشانی داشتن، تداخل کردن، تحتالشعاع قرار دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas überlagern)
چیزی را روی چیز دیگری قرار دادن یا پوشاندن، یا از نظر اهمیت بر چیزی غلبه کردن.
- Die neue Schicht Farbe überlagert die alte.لایه جدید رنگ، لایه قدیمی را میپوشاند.
- Sein Erfolg überlagerte die Leistungen seiner Vorgänger.موفقیت او، دستاوردهای پیشینیانش را تحتالشعاع قرار داد.
2
sich (Akkusativ) (sich überlagern)
در فیزیک یا مهندسی، دو یا چند موج یا سیگنال روی هم قرار گرفتن و یک موج ترکیبی ایجاد کردن (همپوشانی امواج).
- Die beiden Wellen überlagern sich und erzeugen eine neue Form.این دو موج روی هم قرار میگیرند و شکل جدیدی ایجاد میکنند.
- Die Signale überlagern sich hier, was zu Störungen führt.سیگنالها در اینجا با هم تداخل پیدا میکنند که منجر به اختلال میشود.