überlassen
واگذار کردن، سپردن، تسلیم شدن
Bedeutungen
1
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ)
مسئولیت، تصمیم یا وسیلهای را به شخص دیگری واگذار کردن و سپردن
- Ich überlasse dir die Wahl des Restaurants.من انتخاب رستوران را به تو واگذار میکنم.
- Er hat mir sein Auto für ein paar Tage überlassen.او ماشینش را برای چند روز به من سپرد.
2
sich (Dativ) + Dativ
خود را کاملاً به دست احساسات، خواب یا تقدیر سپردن (انعکاسی)
- Sie überließ sich ganz ihrer Trauer.او خود را کاملاً به دست غم و اندوهش سپرد.
- Er überließ sich dem Schicksal.او خود را به تسلیم سرنوشت کرد.