überlassen

Aussprache: /ˌyːbɐˈlasn̩/
Wortzerlegung: über·las·sen
فعل

واگذار کردن، سپردن، تسلیم شدن

Bedeutungen

1 jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ)

مسئولیت، تصمیم یا وسیله‌ای را به شخص دیگری واگذار کردن و سپردن

  • Ich überlasse dir die Wahl des Restaurants.من انتخاب رستوران را به تو واگذار می‌کنم.
  • Er hat mir sein Auto für ein paar Tage überlassen.او ماشینش را برای چند روز به من سپرد.
2 sich (Dativ) + Dativ

خود را کاملاً به دست احساسات، خواب یا تقدیر سپردن (انعکاسی)

  • Sie überließ sich ganz ihrer Trauer.او خود را کاملاً به دست غم و اندوهش سپرد.
  • Er überließ sich dem Schicksal.او خود را به تسلیم سرنوشت کرد.