überlasten
بیش از حد بار کردن، بارگذاری بیش از حد کردن، فشار آوردن بیش از حد
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas überlasten)
بیش از حد توان یا ظرفیت چیزی یا کسی بار کردن، فشار آوردن.
- Die Server sind durch den Ansturm überlastet.سرورها به دلیل هجوم بیش از حد بارگذاری شدهاند.
- Man sollte das Kind nicht mit zu vielen Aufgaben überlasten.نباید کودک را با وظایف زیاد تحت فشار قرار داد.