überlaufen
شلوغ، پرجمعیت، مملو از بازدیدکننده/مشتری
Bedeutungen
1
مکانی که تعداد زیادی بازدیدکننده، مشتری یا تماشاگر دارد؛ بسیار شلوغ.
- Der Strand war am Wochenende sehr überlaufen.ساحل در آخر هفته بسیار شلوغ بود.
- Wegen des Feiertags waren die Geschäfte in der Innenstadt überlaufen.به دلیل تعطیلات، مغازههای مرکز شهر مملو از مشتری بودند.
- Das Museum ist oft überlaufen, besonders in den Ferien.موزه اغلب شلوغ است، به خصوص در تعطیلات.