überlegen
برتر، مسلط، قویتر
Bedeutungen
1
دارای موقعیت، قدرت یا توانایی برتر؛ مسلط یا قویتر از دیگران.
- Die Mannschaft war dem Gegner in allen Belangen überlegen.تیم در تمام جنبهها بر حریف برتری داشت.
- Mit seiner Erfahrung war er dem jüngeren Kollegen überlegen.او با تجربه خود بر همکار جوانتر برتری داشت.
- Das Unternehmen hat eine überlegene Technologie entwickelt.این شرکت فناوری برتری را توسعه داده است.
2
با دقت و تامل زیاد؛ سنجیده (در ترکیب با 'nach' یا به تنهایی به عنوان قید).
- Er hat die Situation lange und überlegt analysiert.او وضعیت را طولانی و با تامل تحلیل کرد.
- Nach reiflicher und überlegter Prüfung traf sie eine Entscheidung.پس از بررسی دقیق و سنجیده، او تصمیمی گرفت.
- Man sollte solche Schritte immer überlegt angehen.انسان همیشه باید چنین گامهایی را سنجیده بردارد.