überlassen
واگذار کردن، سپردن، تسلیم شدن
Bedeutungen
1
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) überlassen
مسئولیت، تصمیم یا وسیلهای را به شخص دیگری واگذار کردن و سپردن؛ اجازه دادن به دیگری برای انجام کاری.
- Ich überlasse die Entscheidung dir.من تصمیمگیری را به تو واگذار میکنم.
- Er hat seinem Sohn das Geschäft überlassen.او کسبوکارش را به پسرش واگذار کرد.
2
sich (Dativ) + Dativ
خود را کاملاً به دست احساسات، خواب یا تقدیر سپردن (انعکاسی).
- Sie überließ sich dem süßen Nichtstun.او خود را به شیرینیِ بیکاری سپرد.
- Er überließ sich dem Schlaf.او خود را به خواب سپرد.