überlassen

Aussprache: /ˌyːbɐˈlasn̩/
Worttrennung: über·las·sen
فعل

واگذار کردن، سپردن، تسلیم شدن

Bedeutungen

1 jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) überlassen

مسئولیت، تصمیم یا وسیله‌ای را به شخص دیگری واگذار کردن و سپردن؛ اجازه دادن به دیگری برای انجام کاری.

  • Ich überlasse die Entscheidung dir.من تصمیم‌گیری را به تو واگذار می‌کنم.
  • Er hat seinem Sohn das Geschäft überlassen.او کسب‌وکارش را به پسرش واگذار کرد.
2 sich (Dativ) + Dativ

خود را کاملاً به دست احساسات، خواب یا تقدیر سپردن (انعکاسی).

  • Sie überließ sich dem süßen Nichtstun.او خود را به شیرینیِ بی‌کاری سپرد.
  • Er überließ sich dem Schlaf.او خود را به خواب سپرد.