überlisten
گول زدن، فریب دادن با زیرکی، دور زدن
Beispiele
- Beim Fliegen ''überlistet'' der Pilot mittels seines Verstandes die Natur, die ihn körperlich nicht zum Fliegen geschaffen hat.خلبان هنگام پرواز با استفاده از عقل خود طبیعت را فریب میدهد که از نظر بدنی او را برای پرواز نساخته است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را با حیله و مکر فریب دادن و بر او غلبه کردن.
- Der Fuchs überlistete den Raben und nahm ihm den Käse weg.روباه کلاغ را فریب داد و پنیرش را از او گرفت.
- Sie haben versucht, uns mit einem Trick zu überlisten.آنها سعی کردند با یک ترفند ما را فریب دهند.