übermäßig

Aussprache: /ˈyːbɐˌmɛːsɪç/
Worttrennung: über·mä·ßig
صفت

بیش از حد، بیش از اندازه، افراطی

Bedeutungen

1

بیشتر از حد لازم، معقول یا مورد نیاز؛ افراطی.

  • Er konsumiert übermäßig viel Zucker.او بیش از حد شکر مصرف می‌کند.
  • Die übermäßige Nutzung von sozialen Medien kann schädlich sein.استفاده بیش از حد از رسانه‌های اجتماعی می‌تواند مضر باشد.
  • Sie zeigte eine übermäßige Reaktion auf die Kritik.او واکنشی بیش از اندازه به انتقاد نشان داد.