übermächtig

Aussprache: /ˈyːbɐˌmɛçtɪç/
Worttrennung: über·mäch·tig
صفت

فوق‌العاده قدرتمند، بی‌نهایت قوی

Bedeutungen

1

دارای قدرتی بسیار زیاد که به سختی می‌توان با آن مقابله کرد یا آن را شکست داد.

  • Der Tyrann ist eine übermächtige Gestalt in der Geschichte.این ستمگر شخصیتی فوق‌العاده قدرتمند در تاریخ است.
  • Die Naturkräfte können manchmal übermächtig erscheinen.نیروهای طبیعت گاهی اوقات می‌توانند بی‌نهایت قوی به نظر برسند.
  • Er fühlte sich der Aufgabe nicht gewachsen, sie schien ihm übermächtig.او احساس می‌کرد که توانایی انجام این وظیفه را ندارد، این وظیفه برایش بیش از حد دشوار به نظر می‌رسید.