übermüden

Aussprache: /ˌyːbɐˈmyːdn̩/
Worttrennung: über·mü·den
فعل

بیش از حد خسته کردن، از پا انداختن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas übermüden)

کسی یا چیزی را بیش از حد خسته کردن، به طوری که توانایی عملکردش به شدت کاهش یابد یا از کار بیفتد.

  • Die lange Reise hat uns völlig übermüdet.سفر طولانی ما را کاملاً خسته کرد.
  • Zu viel Arbeit kann einen Menschen übermüden.کار زیاد می‌تواند یک انسان را از پا بیندازد.
2 sich (Akkusativ) (sich übermüden)

خود را بیش از حد خسته کردن، به طوری که توانایی انجام کار یا فعالیت از دست برود.

  • Er hat sich bei der Gartenarbeit übermüdet.او در باغبانی خودش را بیش از حد خسته کرد.
  • Wenn man sich ständig übermüdet, wird man krank.اگر کسی دائماً خودش را خسته کند، بیمار می‌شود.