übermüden
بیش از حد خسته کردن، از پا انداختن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas übermüden)
کسی یا چیزی را بیش از حد خسته کردن، به طوری که توانایی عملکردش به شدت کاهش یابد یا از کار بیفتد.
- Die lange Reise hat uns völlig übermüdet.سفر طولانی ما را کاملاً خسته کرد.
- Zu viel Arbeit kann einen Menschen übermüden.کار زیاد میتواند یک انسان را از پا بیندازد.
2
sich (Akkusativ) (sich übermüden)
خود را بیش از حد خسته کردن، به طوری که توانایی انجام کار یا فعالیت از دست برود.
- Er hat sich bei der Gartenarbeit übermüdet.او در باغبانی خودش را بیش از حد خسته کرد.
- Wenn man sich ständig übermüdet, wird man krank.اگر کسی دائماً خودش را خسته کند، بیمار میشود.