übernutzen
بیش از حد بهرهبرداری کردن، استثمار کردن (منابع)
Bedeutungen
1
Akkusativ
از منابع طبیعی، زمین یا سیستم بیش از حد توان و پایداریاش بهرهبرداری کردن
- Übernutzte Böden verlieren ihre Fruchtbarkeit.زمینهایی که بیش از حد بهرهبرداری شدهاند، حاصلخیزی خود را از دست میدهند.
- Wenn wir die Wälder übernutzen, gefährden wir das Ökosystem.اگر از جنگلها بیش از حد بهرهبرداری کنیم، اکوسیستم را به خطر میاندازیم.
2
Akkusativ
استفاده بیش از حد از یک کلمه، اصطلاح یا مفهوم بهطوری که بیمعنا یا نخنما شود
- Manche Modewörter werden in den Medien völlig übernutzt.برخی واژههای روز در رسانهها کاملاً بیش از حد و بیرویه به کار برده میشوند.