übernutzen

Aussprache: /ˌyːbɐˈnʊtsən/
Worttrennung: über·nut·zen
فعل

بیش از حد بهره‌برداری کردن، استثمار کردن (منابع)

Bedeutungen

1 Akkusativ

از منابع طبیعی، زمین یا سیستم بیش از حد توان و پایداری‌اش بهره‌برداری کردن

  • Übernutzte Böden verlieren ihre Fruchtbarkeit.زمین‌هایی که بیش از حد بهره‌برداری شده‌اند، حاصلخیزی خود را از دست می‌دهند.
  • Wenn wir die Wälder übernutzen, gefährden wir das Ökosystem.اگر از جنگل‌ها بیش از حد بهره‌برداری کنیم، اکوسیستم را به خطر می‌اندازیم.
2 Akkusativ

استفاده بیش از حد از یک کلمه، اصطلاح یا مفهوم به‌طوری که بی‌معنا یا نخ‌نما شود

  • Manche Modewörter werden in den Medien völlig übernutzt.برخی واژه‌های روز در رسانه‌ها کاملاً بیش از حد و بی‌رویه به کار برده می‌شوند.