überpünktlich

Aussprache: /ˈyːbɐˌpʏnktlɪç/
Worttrennung: über·pünkt·lich
صفت

بیش از حد وقت‌شناس، بسیار دقیق در زمان‌بندی

Bedeutungen

1

کسی که همیشه بسیار زودتر از موعد مقرر حاضر می‌شود؛ بیش از حد وقت‌شناس.

  • Er ist immer überpünktlich und wartet schon, wenn ich ankomme.او همیشه بیش از حد وقت‌شناس است و وقتی من می‌رسم، او منتظر است.
  • Bei wichtigen Terminen bin ich lieber überpünktlich als zu spät.در قرارهای مهم، ترجیح می‌دهم بیش از حد وقت‌شناس باشم تا دیر.
  • Die überpünktliche Ankunft des Zuges überraschte alle.ورود بیش از حد زودهنگام قطار همه را متعجب کرد.