überreizen

Aussprache: /ˈyːbɐˌʁaɪ̯t͡sn̩/
Worttrennung: über·rei·zen
فعل

بیش از حد تحریک کردن، بیش از حد آزار دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden/etwas überreizen)

چیزی یا کسی را بیش از حد تحریک کردن، حساسیت او را بالا بردن یا او را آزار دادن تا حدی که واکنش منفی نشان دهد.

  • Man sollte die Geduld des Lehrers nicht überreizen.نباید صبر معلم را بیش از حد آزمایش کرد.
  • Die ständigen Störungen haben seine Nerven überreizt.مزاحمت‌های مداوم اعصاب او را بیش از حد تحریک کرده بود.
2 sich überreizen

خود را بیش از حد خسته کردن، تحریک کردن یا تحت فشار قرار دادن.

  • Er hat sich durch zu viel Arbeit überreizt.او با کار زیاد خود را بیش از حد خسته کرد.
  • Wenn du dich ständig überreizt, wirst du krank.اگر دائماً خود را تحت فشار قرار دهی، بیمار خواهی شد.