überreizen
بیش از حد تحریک کردن، بیش از حد آزار دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden/etwas überreizen)
چیزی یا کسی را بیش از حد تحریک کردن، حساسیت او را بالا بردن یا او را آزار دادن تا حدی که واکنش منفی نشان دهد.
- Man sollte die Geduld des Lehrers nicht überreizen.نباید صبر معلم را بیش از حد آزمایش کرد.
- Die ständigen Störungen haben seine Nerven überreizt.مزاحمتهای مداوم اعصاب او را بیش از حد تحریک کرده بود.
2
sich überreizen
خود را بیش از حد خسته کردن، تحریک کردن یا تحت فشار قرار دادن.
- Er hat sich durch zu viel Arbeit überreizt.او با کار زیاد خود را بیش از حد خسته کرد.
- Wenn du dich ständig überreizt, wirst du krank.اگر دائماً خود را تحت فشار قرار دهی، بیمار خواهی شد.