überreizt

Aussprache: /ˌyːbɐˈraɪ̯t͡st/
Worttrennung: über·reizt
صفت

تحریک‌پذیر، بیش از حد تحریک شده، عصبی، مضطرب

Bedeutungen

1

کسی که به دلیل استرس، خستگی یا محرک‌های زیاد، به راحتی تحریک می‌شود یا واکنش نشان می‌دهد؛ عصبی و بی‌قرار.

  • Nach dem langen Flug war er sehr überreizt und ungeduldig.پس از پرواز طولانی، او بسیار تحریک‌پذیر و بی‌حوصله بود.
  • Die ständigen Lärmbelästigungen machten die Anwohner überreizt.آلودگی‌های صوتی مداوم، ساکنان را عصبی کرده بود.
  • Das Kind war nach all den Süßigkeiten überreizt und konnte nicht einschlafen.کودک پس از خوردن تمام شیرینی‌ها بیش از حد هیجان‌زده شده بود و نمی‌توانست بخوابد.