überrennen

Aussprache: /ˌyːbɐˈʁɛnən/
Worttrennung: über·ren·nen
فعل

از کسی یا چیزی عبور کردن، غلبه کردن بر، رد شدن از (به خصوص در مورد نیروها یا ایده‌ها)

Bedeutungen

1 Akkusativ

با سرعت زیاد از روی چیزی یا کسی رد شدن، لگدمال کردن، درهم شکستن

  • Die Pferde überrannten die kleine Hecke.اسب‌ها از روی پرچین کوچک رد شدند.
  • Die Demonstranten überrannten die Absperrungen der Polizei.تظاهرکنندگان موانع پلیس را درهم شکستند.
2 Akkusativ

با تعداد زیاد به جایی هجوم آوردن، غافلگیر کردن، اشغال کردن

  • Die Fans überrannten den Eingang des Stadions.هواداران به ورودی استادیوم هجوم آوردند.
  • Die Touristen überrennen die kleinen Dörfer im Sommer.گردشگران در تابستان به روستاهای کوچک هجوم می‌آورند.
3 Akkusativ

در دویدن یا سرعت از کسی پیشی گرفتن، جلو زدن

  • Der junge Läufer überrannte seinen erfahrenen Gegner.دونده جوان از حریف باتجربه خود پیشی گرفت.
  • Er hat mich im Sprint überrannt und das Rennen gewonnen.او در دوی سرعت از من جلو زد و مسابقه را برد.