überrennen
از کسی یا چیزی عبور کردن، غلبه کردن بر، رد شدن از (به خصوص در مورد نیروها یا ایدهها)
Bedeutungen
1
Akkusativ
با سرعت زیاد از روی چیزی یا کسی رد شدن، لگدمال کردن، درهم شکستن
- Die Pferde überrannten die kleine Hecke.اسبها از روی پرچین کوچک رد شدند.
- Die Demonstranten überrannten die Absperrungen der Polizei.تظاهرکنندگان موانع پلیس را درهم شکستند.
2
Akkusativ
با تعداد زیاد به جایی هجوم آوردن، غافلگیر کردن، اشغال کردن
- Die Fans überrannten den Eingang des Stadions.هواداران به ورودی استادیوم هجوم آوردند.
- Die Touristen überrennen die kleinen Dörfer im Sommer.گردشگران در تابستان به روستاهای کوچک هجوم میآورند.
3
Akkusativ
در دویدن یا سرعت از کسی پیشی گرفتن، جلو زدن
- Der junge Läufer überrannte seinen erfahrenen Gegner.دونده جوان از حریف باتجربه خود پیشی گرفت.
- Er hat mich im Sprint überrannt und das Rennen gewonnen.او در دوی سرعت از من جلو زد و مسابقه را برد.