überreißen
فهمیدن، درک کردن، دریافتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas überreißen)
چیزی را به سرعت، ناگهانی یا به سختی درک کردن، فهمیدن یا متوجه شدن (کاربرد مجازی).
- Ich überreiße die Situation noch nicht ganz.من هنوز کاملاً موقعیت را درک نمیکنم.
- Er hat die Tragweite seiner Entscheidung sofort überrissen.او فوراً ابعاد تصمیمش را دریافت.
2
Akkusativ (jemanden / etwas überreißen)
چیزی را از بالا به پایین یا از روی چیزی پاره کردن (کاربرد کمتر رایج).
- Der Wind riss das Dach über.باد سقف را از بالا پاره کرد.
- Er überriss das Papier mit einer schnellen Bewegung.او کاغذ را با یک حرکت سریع از بالا پاره کرد.