überrollen
زیر گرفتن، له کردن (با وسیله نقلیه)
Beispiele
- Eine Straßenbahn ist außer Kontrolle geraten und droht fünf Personen zu ''überrollen''.یک تراموا از کنترل خارج شده و تهدید میکند که پنج نفر را زیر بگیرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با وسیله نقلیه یا چیزی سنگین از روی چیزی رد شدن و آن را له کردن.
- Das Auto hat den kleinen Hund überrollt.ماشین از روی سگ کوچک رد شد (آن را زیر گرفت).
- Ein Panzer überrollte die Barrikaden.یک تانک از روی سنگرها رد شد.
2
Akkusativ
به سرعت و با قدرت بر چیزی غلبه کردن یا آن را تحت تأثیر قرار دادن (مجازی).
- Die feindlichen Truppen überrollten das Land.نیروهای دشمن کشور را درنوردیدند (بر آن غلبه کردند).
- Eine Welle der Empörung überrollte die Bevölkerung.موجی از خشم مردم را فرا گرفت.