überrollen

Aussprache: /ˌyːbɐˈrɔlən/
Wortzerlegung: über·rol·len
فعل

زیر گرفتن، له کردن (با وسیله نقلیه)

Beispiele

  • Eine Straßenbahn ist außer Kontrolle geraten und droht fünf Personen zu ''überrollen''.یک تراموا از کنترل خارج شده و تهدید می‌کند که پنج نفر را زیر بگیرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

با وسیله نقلیه یا چیزی سنگین از روی چیزی رد شدن و آن را له کردن.

  • Das Auto hat den kleinen Hund überrollt.ماشین از روی سگ کوچک رد شد (آن را زیر گرفت).
  • Ein Panzer überrollte die Barrikaden.یک تانک از روی سنگرها رد شد.
2 Akkusativ

به سرعت و با قدرت بر چیزی غلبه کردن یا آن را تحت تأثیر قرار دادن (مجازی).

  • Die feindlichen Truppen überrollten das Land.نیروهای دشمن کشور را درنوردیدند (بر آن غلبه کردند).
  • Eine Welle der Empörung überrollte die Bevölkerung.موجی از خشم مردم را فرا گرفت.