übersät

Aussprache: /yːbɐˈzɛːt/
Worttrennung: über·sät
صفت

پوشیده شده (از چیزی)

Bedeutungen

1

پوشیده شده با تعداد زیادی از چیزی، اغلب به صورت پراکنده و زیاد.

  • Der Himmel war übersät mit Sternen.آسمان پوشیده از ستاره بود.
  • Die Wiese war übersät mit bunten Blumen.چمنزار پوشیده از گل‌های رنگارنگ بود.
  • Sein Gesicht war übersät mit Sommersprossen.صورتش پوشیده از کک و مک بود.
2

پوشیده شده با چیزی ناخواسته یا مضر، مانند لکه‌ها یا حشرات.

  • Das Blatt war übersät mit Läusen.برگ پوشیده از شته بود.
  • Nach dem Regen war der Boden übersät mit Schlamm.پس از باران، زمین پوشیده از گل و لای بود.
  • Die alte Mauer war übersät mit Moos.دیوار قدیمی پوشیده از خزه بود.