übersät
پوشیده شده (از چیزی)
Bedeutungen
1
پوشیده شده با تعداد زیادی از چیزی، اغلب به صورت پراکنده و زیاد.
- Der Himmel war übersät mit Sternen.آسمان پوشیده از ستاره بود.
- Die Wiese war übersät mit bunten Blumen.چمنزار پوشیده از گلهای رنگارنگ بود.
- Sein Gesicht war übersät mit Sommersprossen.صورتش پوشیده از کک و مک بود.
2
پوشیده شده با چیزی ناخواسته یا مضر، مانند لکهها یا حشرات.
- Das Blatt war übersät mit Läusen.برگ پوشیده از شته بود.
- Nach dem Regen war der Boden übersät mit Schlamm.پس از باران، زمین پوشیده از گل و لای بود.
- Die alte Mauer war übersät mit Moos.دیوار قدیمی پوشیده از خزه بود.