übersättigen
بیش از حد سیر کردن، اشباع کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas/jemanden übersättigen)
بیش از حد از چیزی فراهم کردن یا خوردن، به طوری که باعث سیری کامل، دلزدگی یا از دست دادن علاقه شود؛ اشباع کردن.
- Nach dem Festmahl waren alle Gäste übersättigt.پس از ضیافت شام، همه مهمانان بیش از حد سیر شده بودند.
- Die ständige Wiederholung des Liedes hat mich übersättigt.تکرار مداوم آهنگ مرا دلزده کرده است.