überschüssig
اضافی، مازاد، بیش از حد نیاز
Bedeutungen
1
بیشتر از حد لازم یا مورد نیاز؛ اضافی.
- Wir müssen die überschüssigen Waren verkaufen.ما باید کالاهای مازاد را بفروشیم.
- Überschüssiges Fett wurde vom Fleisch entfernt.چربی اضافی از گوشت جدا شد.
- Er hat überschüssige Energie, die er im Sport auslebt.او انرژی اضافی دارد که آن را در ورزش تخلیه میکند.